درباره وبلاگ

دوچشم دارم میبنند و خوشحالم از این اتفاق ناب...
پروفايل نويسنده وبلاگ

مطالب تازه
گربه های اشرافی
بی صدا
بی ادعا!
the artist
کوه
مرگ
من آسان بودم(لیلی)
پیانو
فرار برای باران
دانه برف
شرم حضور

آرشيو وبلاگ
۱۳٩۱/٢/٢٤
۱۳٩۱/٢/۱٥
۱۳٩۱/٢/٩
۱۳٩۱/٢/٢
۱۳٩۱/٢/٢
۱۳٩۱/۱/۱٢
۱۳٩٠/۱٢/٢٠
۱۳٩٠/۱٢/٦
۱۳٩٠/۱٢/۱۳
۱۳٩٠/۱۱/٢٩
۱۳٩٠/۱۱/۱
۱۳٩٠/۱٠/٢٤
۱۳٩٠/۱٠/۱٧
۱۳٩٠/۱٠/۱٠
۱۳٩٠/۱٠/۱٠

موضوعات
 
لينك دوستان
دل نوشت(دوست دوران دانشگاهی من)
یادداشت های یک قبر کن
دختر کوچولوی شیطون
دل نوشته های یک من!
وبلاگ انگیسی من
قاب بی شیشه
حسین پناهی
مدروزبادستینا
ادبیات فانتزی
زن شوهردار
زیستن مرگ
maxsense
خودشیفته
غریبه آشنا
لغات
هایکو
جیغ...
دکترشیری
سروصداها
رنگین کلام
بامزه خونه
پرواز عاشقان
آسمانم باش
یک معلم زبان
حرفهای ناگفته
یک روز بعدازظهر
شل سیلور استین
کتابهای آموزش زبان
اصطلاحات روز انگلیسی
دختری با دنیایی دخترانه
نوشته های همایون رقابی
عاشقانه های غمگین وجودم




نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٢۸ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ توسط دوچشم نگاه

همین که تو هستی کافیست
تمام ساعت ها فدای آمدنت
بگذار عقربه ها در حضورت بیارامند

................................................................

 


نظرات شما [ ]

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٢۸ساعت ٤:٥٩ ‎ب.ظ توسط دوچشم نگاه

ساعتم رامیگویم

مقیاس کوچکی از حجم زندگی ام

چه تعریفی از زمان کردم با ساعتهای مچی !

عقربه ها میدوند و من بدنبالشان

تا ناکجاهای گم شده در روزهایی که نرسیده اند هنوز

مانند رقاصی در صحنه پا میکوبم

دست میزنم

غرق در شتاب ثانیه ها

تا به خودم بیایم

روی ویترین مغازه ها مینویسند:

"تقویم سال نیامده رسید!"

..............................................................................

 


نظرات شما [ ]